تبلیغات
درامتداد نور

درامتداد نور
قالب وبلاگ

عقل می گفت ،امثال صادق رفته رفته فاصله شان از زمین بیشتر می شود!

به نام خدا

نه تنها در جبهه و عملیات که حتی در لحظات اعزام هم مشخص بود که عده ای در حال وداع آخرند؛ طرز خداحافظی کردنشان ، نگاه مادران شان و ... مادرم می گفت : « وقتی صادق سوار قطار شد ، فهمیدم دیگر بر نمی گردد ! انگار صادق خودش هم چیزی می دانست چون هی بر می گشت و نگاهم می کرد و باز خدا حافظی می کرد.» گاهی با مادر در مورد صادق حرف می زدیم. از این که مدتی قبل از شهادت عوض شده بود. در خانه هم که بود سعی می کرد خوراکش مثل غذای لشکر باشد. در لشکر گاهی غذا کم می رسید و برای رفع گرسنگی بچه ها خرده نان خشک می خوردند، چیزی که در شهر آدم اگر صد روز هم بماند به آن ها نگاه نمی کند. حاج خانم می گفت : « در طول ده روزی که صادق در مرخصی بود شبی نبود که بیدار شوم و او را در حال نماز نبینم. » اصلاً عقل می گفت که ، امثال صادق رفته رفته فاصله شان از زمین بیشتر می شود!

[ معصومه سپهری ، نورالدین پسر ایران – خاطرات سید نورالدین عافی – چاپ سی و پنجم ، ص 194]

http://serajnet.org


[ جمعه 27 بهمن 1396 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ یا زهــــــــــــرا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب