تبلیغات
درامتداد نور

درامتداد نور
قالب وبلاگ

اسم مرا در دفتر سعداء بنویس !

بسم الله الرحمن الرحیم
ما در اول، چهل روز، نطفه بودیم، بعد عَلَقَه (خون بسته) شدیم، بعد مُضغَه (پاره گوشت)، بعد از مُضغَه، «فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً»، استخوان شدیم. استخوان های ریز ریز. بعد بر روی استخوان گوشت روئید: «فَکَسَوْنَا العِظامَ لَحْماً». بعد سر چهار ماه روح دمیده شد.
قبل از چهار ماه روح نداریم. در آن وقت ملائکه می آیند و می پرسند: خدایا، ما این شخص را چه بنویسیم ؟ شقی (شقاوتمند) بنویسیم یا سعید(سعادتمند)؟ ... خطاب می رسد: به پیشانی مادرش نگاه کن. ببین (اگر) مادرش شقی است،بی حجاب است یا بی نماز است ، او را (هم) شقی بنویس.

حالا این جا یک اشکال جبری پیش می آید که این بچه چه گناهی کرده که مادرش بد است و او را هم بد نوشتند؟ جوابش این است که خدا برای این بچه اختیار گذاشته که دعا بخواند، تا سعید شود. (در روایت هم داریم که دعا قضا و قدر الهی را تغییر می دهد.) در مفاتیح در اواخر تعقیبات ، یک تعقیبی هست که می گوید: « خدایا ، اگر من شقی هستم، اسم مرا خط بزن و جزء سُعَداء بنویس. شب 23 رمضان هم یک دعایی دارد که همین معنی در آن است که: «خدایا اگر ملائکه در شکم مادر مرا شقی نوشته اند، چون که مادرم بد بوده، آن را محو کن و اسم مرا در دفتر سعداء بنویس.»

[ بدیع_الحکمة حکمت 46 از مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) ، چاپ چهارم ، 1395 ، ص 61 ]

http://serajnet.org 


[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ یا زهــــــــــــرا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب